جدایی
جداييهتاريکهاست وهگس
سهمهخود را از آنهميپذيرم
توهچرا گريههميکني؟
دستمهرا در دستهخود بگير
و بگو کههدر يادمهخواهي بود
قولهبدههسريهبههخوابهايم بزني

منهوهتو چون دوهکوههدور از هم
جداهاز هم
نه توانهحرکتي
نه اميدهديداري
آرزويمهاماهاين است
که عشق خود را
با ستارههايهنيمههايهشب
به سويمهبفرستي . . .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 16:49 توسط مصلوب
|
09353516735