قسمت اين بود که من با تو معاصر باشم

 

تا در اين قصه ی پر حادثه حاضر باشم

 

حکم پيشانی ام اين بود که تو گم شوی و

 

من به دنبال تو يک عمر مسافر باشم

 

تو پری باشی و تا آنسوی دريا بروی

 

من به سودای تو يک مرغ مهاجر باشم

 

قسمت اين بود ، چرا از تو شکايت بکنم ؟!

 

يا در اين قصه به دنبال مقصر باشم ؟

 

شايد اينگونه خدا خواست مرا زجر دهد

 

تا برازنده ی اسم خوش شاعر باشم

 

شايد ابليس تو را شيطنت آموخت که من

 

در پس پرده ی ايمان به تو کافر باشم

  

دردم اين است که بايد پس از اين قسمتها

 

سالها منتظر قسمت آخر باشم !!